تبليغاتX
یادیار

یادیار

خدایا...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 9:53  توسط محمد  | 

حکومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت رضا (عليه السلام)

حکومت جهاني حضرت مهدي (عج) از ديدگاه حضرت رضا

 (عليه السلام)

عن الحسن بن خالد قال :

 قال علي بن موسي الرضا (عليه السلام) :

لا دين لمن لا ورع له . و ان اکرمکم عند الله اتقاکم اي اعلملکم بالتقوي . ثم قال ان الرابع من وليد ابن سيده ا لاماء يطهر الله به الارض من کل خور وظلم و هو الذي يشک الناس في ولادته و هو صاحب الغيبه فاذا خرج اشرقت الارض بنور ربها و وضع ميزان العدل بين الناس فلا يظلم احد احدا" و هو الذي تطوي له الراض و لا يکون له ظل و هو الذي ينايد مناد من السماء يسمعه جميع اهل الارض الا ان حجه الله قد ظهر عند بيت الله فاتبعوه فان الحق فيه و معه و هو قول الله عزوجل : ( ان نشاء ننزل عليهم من ا لسماء آيه فظلت اعناقهم لها خاضعين ) [1]

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 15:59  توسط محمد  | 

انتظار

 

ای خدای بزرگ،

در ازای این شب سیاه در حسرت سپیده تاب آورده ایم،

و سکوت قرنها را در آرزوی آن عزیز از ره رسیده،

و راستی، جز به لطف تو،

گرمی محبت او در قلبهای سردمان چگونه می پاید،

و وسعت نام او در سینه تنگمان چگونه می گنجد؟

و تو، ای ستاره مهر، ای بهترین،

ای بقیه الله...

دلدادگانت، هر چند سیه کردار، در انتظار پگاه

و عاشقانت، اگر چه شرمسار، اما دیده به راه،

و زبانشان به سینه سوزیشان گواه،

که:

                                              الی متی احار فیک یا مولای...

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:55  توسط محمد  | 

خدایش، ایمانش را ستود

خدایش، ایمانش را ستود

حضرت علی علیه السلام

قبایل عرب یا در حال جنگ و جدال بودند و یا در سفرها به خرید و فروش، اشتغال داشتند.

در غیر این دو صورت، دور هم می‌نشستند و به افتخارات قبیلگی خود می‌نازیدند ...

در مدح دوستانشان شعر می‌گفتند و دشمنان را به باد تمسخر می‌گرفتند. بعد از بعثت رسول خدا هم، کم و بیش به دنبال جمع آوری افتخارات خود بودند تا در موقعیت‌های مناسب، چماق آن را بر سر یکدیگر بکوبند. از جمله امتیازات بزرگ مردم مکه، همسایگی کعبه بود.

خصوصاً قریش که خود را حافظ و نگهبان خانه خدا می‌دانست. خانه‌ایی که در آن زمان علاوه بر تمام افتخارات گذشته‌اش، به خود می‌بالید که قبله گاه پیامبر اسلام است.

مردی از فرزندان عبدالدّار، با عربی از فرزندان عبدالمطلب، در حال فخرفروشی خانوادگی به هم بودند.

یکی می‌گفت: «چه گمان کردی؟ کلیدهای کعبه در دست فامیل من است. ماییم که در خانه خدا را برای حجاج باز می‌کنیم. اگر بخواهیم درها را قفل می‌کنیم و کسی را به خانه راه نمی‌دهیم!! آری! ما بعد از پیامبر، بهترین مردم هستیم.

دیگری داد سخن می‌داد که: تو چه می‌گویی؟!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 11:21  توسط محمد  | 

ماه رجب ، طليعه انس

 
رجب، ماهي است که در آنْ بندگان و مؤمنان و ره‏پويان، خود را براي شرکت در مهماني بزرگ خداوند آماده مي‏کنند. ماهِ زدودن غبار تيرگي از روح و جان، ماهِ تمرين حضور و توجه به بيشتر به معنويات، و ماه بندگي و فرمان‏بري و در نهايتْ سرآغاز اُنس و الفتي جانانه به پروردگار هستي‏بخش است.

رجب، هفتمين ماه سال قمري است که در اسلام به آن اهميت ويژه‏اي داده شده و در شمار ماه‏هاي پرفضيلتْ و يکي از چهارماه برخوردار از حرمت و قداست ويژه است. رجب، ماهي است که در آنْ بندگان و مؤمنان و ره‏پويان، خود را براي شرکت در مهماني بزرگ خداوند آماده مي‏کنند. ماهِ زدودن غبار تيرگي از روح و جان، ماهِ تمرين حضور و توجه به بيشتر به معنويات، و ماه بندگي و فرمان‏بري و در نهايتْ سرآغاز اُنس و الفتي جانانه به پروردگار هستي‏بخش است.

سلام بر ماه رجب
سلام بر ماه رجب، ماه پيوند بندگان با معبود مهربان، ماه بارش باران مهر و محبت الهي، ماه رسيدن به سر منزل مقصود، و ماه اُنس شب زنده‏دارانِ هميشه بيدار با محبوب و معبود بي‏همتا.
سلام بر هلال رجب که آمدنش مژده پايان اندوه است و بدر آنْ يادآور تولد ماه تمام، امامِ هُمام و حيدر کرّار و پايانشْ نويد رهايي بشر از جهل و ناداني، شکوفايي اخلاق انساني، بعثت آن بزرگْ مردِ تاريخ براي هميشه زمان.
سلام بر بهار مناجات و بندگي. سلام بر نجواي شبانه اهالي رجب. سلام بر شب‏هاي رجب که پذيراي زاهدان است و سلام بر روزهايش که ميزبان عاشقان وصال الهي است و سلام بر لحظه لحظه رجب که شاهد ذکرِ ذاکران است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 13:32  توسط محمد  | 

سلام برمهدی

با تو قلم سبزم را دوباره به دست گرفتم

تا با تو زيبا ترين جمله دنيا را بسازم

جمله‌اي که فقط با حضور سبز تو توان ساختنش را دارم

اي آسماني‌ترين يار

با تو بودن سهم کمي نيست

اما بي تو بودن

خزان هزاران بهار نديده است

پس بمان با من!

بمان تا بودنم با تو رنگ دوباره بگيرد

رنگ يک دنيا رفاقت، صميميت، عشق و احساس

با تو بايد واژه‌ها را معنا کرد

واژه هاي ناگفته‌ام که مدتي است در بغض فرو نرفته‌ام مانده

تنها بهانه ماندن من انتظار ديدن تو است

و فقط بودن درکنارتو مرا به آرامش سبز خواهد رساند

بمان بامن!

به اميد ظهور مولاي عشق

مولاي سبزپوش که عمريست ظهورش را تشنه ايم

چراکه او حضور دارد، ولي نمي‌دانم کي خواهد آمد؟!...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 13:47  توسط محمد  |